يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

85

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

المقعد يعنى شق شدن سر سفره رباعيّه در مقعد اكر پديد شد رنج شقاق * بيمار ترا كه شد به صحت مشتاق بايد كه ز قابضات پرهيز كند * چون سيب و بهى و زرك و ليمو و سماق بيان مرهمى كه شقاق مقعد را رفع كند رباعيّه هركه سر سفرهء كسى كردد شق * كوهان شتر بايد و مقل ازرق هر روز بموم زرد مرهم كردن * صحت پس از آن طلب نمودن از حق صفت مرهم صفت مرهم مذكور موم زرد يك مثقال و نيم در روغن كوهان شتر پانزده مثقال حل كرده و بده مثقال آب كند تا كه سه مثقال مقل ازرق مقل ازرق در او حل كرده باشند آميخته صلايه كنند تا مرهم شود ورم المقعد ورم المقعد يعنى آماس سر سفره علامتش علامتش درد موى درد و كرانى مقعد است و در صفراوى خليدن و تيرك زدن رباعيّه مقعد چو ورم كند سبب كن تحقيق * رك زن چو ز خون بود كه اينست طريق در خوردن مسهل چو ز صفرا باشد * تقصير مكن بقول ياران شفيق صفت مسهلى صفت مسهلى كه اسهال صفرا كند سناء مكى سه مثقال تمر هندى ده مثقال بنفشه و كل سرخ و تخم كاسنى نيمكوفته از هريك دو مثقال سپستان سى عدد